... دگر حوصله ای نیست ...
پ ن : حالم از آدمایی که میخوان به زور خودشون رو مورد توجه قرار بدن ٬ به هم میخوره .
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
خداوند روزقیامت ، دادرسی خود در میان بندگان را از خونریزیشان آغاز می کند . بنابر این تسلط خود را با ریختن خون حرام ، تقویت نکن ، که این کار حکومت را تضعیف نموده ، سست می گرداند ، حتی آن را ریشه کن می سازد و به دیگری منتقل می سازد .
نامه امام علی به مالک اشتر
یکی از مشکلاتی که طرفداران ِ متعصب ِ تفکر یا عقیده ای با آن روبرو میشوند زمانی پدید می آید که بین آن تفکر یا عقاید ،و اعمال و افعالی که از پیروان آن تفکر و یا مبلغان آن عقاید سر میزند ، چندگانگی و یا حتی تناقض رخ میدهد . اغلب در این مواقع افراد متعصب عقیده دارند که تفکری که آنها به آن معتقدند متفاوت است و مشکل از افراد است که اعمال خلاف آن عقاید انجام میدهند و امکان ندارد خللی بر اعتقادات آنها وارد شود . اگر خود افراد واقعا به این گفته خود ایمان داشته باشند مشکلی برایشان پیش نمی آید ، اما مسئله زمانی مشکل ساز میشود که به عقایدی که متعصبانه قبول داری شک کنی و این شک را انکار کنی .
زندگی با عقایدی که دچار چندگانگی و تناقض شده اند بسیار سختتر از بی اعتقادی است .
یا
گفت و گو آیین درویشی نیست ورنه با تو ماجرا ها داریم
"در حال حاضر عرفان اصیل و کامل اسلامی کمتر مورد توجه قرار میگیره و توی هر کتاب فروشی که میری کلی کتابهای عرفان سرخپوستی و چه کسی پنیر من رو دزدید و قورباغه را قورت بده میبینی "
اینها جملات مجری شبکه یک قبل از سحر دو روز پیش بود ، مجری ای که اطلاعات خیلی بالایی در هر زمینه ای داره !!
فقط من بعد از 7، 8 بار خوندن کتاب قورباغه را قورت بده ، هنوز نفهمیدم که چه ارتباطی به عرفان داره ، من تا بحال فکر میکردم که کتابی درباره مدیریت زمان ِ .
که دهان های وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه
آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه
شفیعی کدکنی
زندگی اغلب شبیه قمار کردنه .
گاهی میبری و گاهی میبازی .
بعضی اوقات شرایطی پیش میاد که باید سر همه چیزت قمار کنی ؛ اگر ببری که بردی ، ولی اگه ببازی ، همه چیز رو از دست دادی .
ممکنه تمام انرژیت برای ادامه دادن رو از دست بدی .
پ.ن : گاهی احساس میکنم توی این شرایطم ...
پ.ن (بی ربط) : ساعت ۲۰ دقیقه بامداد ٬ ۱۵ دقیقه توی خیابون طالقانی به اون پت و پهنی تو ترافیک گیر کردم . چون ۲ تا خانم کاملا ً محترم که اصلا ً هم سرو وضع نامناسبی نداشتند ٬ داشتند کنار خیابون قدم میزدند نصفه شبی .
