222 .
قبلا ً برام فرقی نمیکرد
اما الان زمستون رو خیلی بیشتر دوست دارم
وقتی قراره دستام با دستـای تـــو گــرم بشن
برچسبها : تو
1 - واقعا ً از محدوده درکم خارجه ، اینکه یه مادر بگه بچه مو نمیخوام ، بندازیدش تو خیابون
2 - پسر بچه هشت ، نه ساله ، به محبت مادر نیاز داره ، حتی اگه مادرش معتاد باشه و زندان کشیده
3 - میگه ، مادرم با یه مرد دیگه ازدواج کرده بود ، وقتی هنوز زن بابام بود ، من دیدم آقاهه رو ، هنوزم بعضی وقتا خوابشو میبینم ، بچه درکی از خیانت نداره
پ . ن : یک سالی ِ زندگیم گره خورده به زندگی بچه های یک پرورشگاه
پ . ن 1 : هر کدوم داستانی دارند که میتونه داغونت کنه
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو
....این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
....شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
....
... مردم عادی آزادی رو به یه زندگی راحت تر می فروشن ، به خاطر همینه که باید مثل گوسفند ها هدایت بشن ، باید هلشون داد ، روندشون ...
تو اتوبوس یه پسری اومد شروع کرد به ضرب زدن و خوندن ِ ترانه " یا مولا " ، یه آقایی دستشو گرفت و گفت محرمه نخون .
از همینجا میخواستم بگم آقا ، اجرت با امام حسین که جلوی نون در آوردن ملتو میگیری .